مدل شال و مدل روسری بعد از اسلام

درباره ما
۱۳۹۵-۱۱-۱۸
تاریخچه شال و روسری از قرن سوم
۱۳۹۵-۱۱-۲۲
Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

سلام دوستای خوب دیجی شال، امروز با مبحثی جدید از مدل شال و مدل روسری در خدمت شما هستیم و دوران بعد از اسلام را با هم بررسی خواهیم کرد. پوشش سر در ایران پس از اسلام از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا پیشینه استفاده از دستمال، روسری، شال و چادر را به خوبی نشان می دهد.

  1. آغاز عهد اسلامی

در دایره المعارف اسلام، و نیز تاریخ تمدن اسلام نوشته جرجی زیدان، چنین آمده که:

«لباس عرب در زمان جاهلیت… عمامه، عبا یا ردا بوده، سپس شلوار و قبا را از ایرانیان اقتباس کردند؛ ولی کفش یا چکمه نداشتند، بلکه گاهی بعضی از افراد سرشناس کفش می پوشیدند. پیراهن عربها معمولاً کوتاه بود و تا روی زانو می رسیده و شمشیرها را روی لباس حمایل می کردند.»

اعراب بعد از فتوحات و اتقرار در سایر ممالک، با حریر و ابریشم آشنا شدند و از آن ها استفاده کردند. (شاید این همان زمانی باشد که ابریشم و حریر به عنوان یک پوشش به کار رفت و برای تهیه شال و روسری امروزی نیز مورد استفاده قرار گرفت) در عهد امویان خلفا جامه های حریر و ابریسم می پوشیدند و مردمان هم در پوشیدن لباس های الوان و پرنقش و نگار از آنان تقلید می کردند. ولی حفظ هویت عربی برای آنان مهم بود و به همین دلیل احنف می گفت:

«مادام که عرب عمامه بر سر گذارد و شمشیر حمایل کند، عرب باقی می ماند.»

آنچه عرب بر سر می نهاد، وسیله حفظ هویت قلمداد می گردید.

در کتاب حلیه المتقین نقل شده که:

«حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمرود: عمامه، تاج عرب هاست و هرگاه عمامه بر سر ننهند خدا عزتشان را زایل می کند.»

در جای دیگر نیز می نویسد:

از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که رنگ سیاه در سه چیز مکروه باشد: در موزه، عمامه و عبا.»

علامه مجلسی درباره طرز پیچیدن عمامه چنین روایت می کند:

«حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عمامه حضرت علی (علیه السلام) را به دست مبارک خود پیچید و یک سر عمامه را از پیش رو آویخته و طرف دیگر را به اندازه چهار انگشت کوتاهتر از پشت سرآویخت و بعد از دعایی فرمورد: همیشه چنین کنید.»

  1. در عصر خلفای عرب:

از روزگار عباسیان که تمام کارها به دست ایرانیان افتاد، عربها در بسیاری از آداب و رسوم و از آن جمله لباس، پیرو ایرانیان شدند و به طور رسمی از اوایل خلافت عباسی در ۱۵۳ هجری به رجال دولتی فرمان داده شد که به جای عمامه (قلنسوه) نوعی کلاه ایرانی بر سر گذارند. قلنسوه کلاه درازی بود (یک شال بلند را تصور کنید) که آن را از درون با چوب های نازک استوار می کردند و اگر بعضی اصرار به عمامه گذاشتن داشتند، روی آن عمامه نازکی می بستند. همچنان که جامه سفید شعار امویان بود، جامه سیاه هم شعار عباسیان قرار گرفت.

اکنون به وصف مختصری درباره پوشش سر و ابزارهایی همچون چادر، روسری ، دستمال، کلاه و شال و همچنین طبقات مختلف اجتماع در عهد عباسیان می پردازیم. قاضی القضاه هارون الرشید خلیفه عباسی، مقرار داشت که:

«فقهیان و عالمیان عمامه سیاه آستردار بر سر نهند و قاضیان کلاه بلند بر سر گذارند.»

در اواخر قرن دوم طایفه ای به نام عیاران در بغداد پدید آمدند و کلاهی از پوست خرما و بوریا که با ریگ انباشته شده بود بر سر داشتند.

در ۲۵۱ هجری نیز همین عیاران کلاهخود حصیری قیراندود بر سر می گذاشتند. خلعت بخشیدن سلاطین و امیران، که به منزله تفویض اختیار و قدرت به افراد در مناصب مختلف تلقی می شد، یکی از رسوم معمول و متداول بشمار می رفت و یکی از اجزای لاینفک خلعت، سرپوش بود. به عنوان مثال، العاضد خلیفه فاطمی مصر برای وزیرش صلاح الدین ایوبی خلعتی فرستاد که عمامه سفید رزبفت و طیسان زربفت جزو آن بود.

هنگامی که عباسیان موفق به برانداختن سلسله فاطمیان مصر شدند برای والی مصر الملک الظاهر خلعتی فرستادند که شامل جبه سیاه و طول طلا بود.

 

 

طیلسان پارچه ای بود که فقیهان و عالمان و امیران بر روی عمامه بر سر می انداختند در ایالت فارس عوام النلس نیز از آن استفاده می کردند و جنس آن از پشم بود و بهترین نوع آن در آمل و قومس تولید می شد.

در زمان امویان و عباسیان پارچه بافی و نساجی پیشرفت فراوان کرد و رونق بسزا یافت، به طوری که بزرگان از پرداخت بهای گزاف برای پارچه رنگارنگ پروا نمی کردند، تا جایی که قیمت عمامه دیبا به پانصد دینار رسید.

خلفا و بزرگان تعداد زیادی لباس داشتند مثلاً اکملتفنی خلیفه عباسی پس از مرگ ۱۳۰۰۰ عمامه مروری به جای گذاشت.

ابوالحسن هلال بن محسن صایی در کتاب سوم رسوم دارالخلافه می گوید: خلیفه بر روی عمامه خود رصافیه سیاهی می گذارد. سپس درباره طیلسان بر سرگذاردن می گوید: اگر یکی از کارگزارن دربار عباسی به منصب قضا تعیین می شد، حق داشت طیلسان بپوشد. قاضیان حضرت عمامه های سیاه و زدوده دارند… ولی فرزندان انصار جامه سیاه و عمامه زرد می پوشند. اغلب عمامه ندیمان از وشی زربفت بود و کلاه قلنسوه را هم از همان جنس می ساختند. در ۳۶۷ وقتی الطائع خلیفه عباسی عضدالدوله دیلمی را خلعت بخشید و تاج المله لقب داد در سومین بار این هدایا را نزد وی فرستاد: کلاهی از وشی زربفت مجلسی و …

نکته دیگری که قابل توجه است اینکه در لقبی که به عضدالدوله داده ضده از واژه تاج که نشانه منصب است، استفاده کردند و مهمترین قسمت خلعت اعتبار منصب بوده است.

در زمان آل بویه برهنگی سر مذموم بود؛ عمامه خلیفه سیاه بود و برکلاهی بلند پیچیده می شد و اطرافش را مطرز و بطرز زیبایی گلدوزی می کردند. آنتکه نزد خلیفه شرفیاب می شد، باید عمامه سیاه بر سر می گذاشت. کلاه معتصم بالله عباسی، بر مبنای رسم ایرانیان چهرگوشه بود و در آن زمان مردمان هم از وی تقلید می کردند.

ابن خلکان گوید: تخستین کسی که علما را به این صورت در آورد تا میان آنان و دیگران تفاوت باشد، ابویوسف قاضی بود در نیمه دوم قرن دوم. ابویوسف قاضی نیز امر کرد که فقط علما طیلسان ببر سر نهند تا میان آنان و دیگران تفاوت باشد؛ و اگر کسی غیر از آنان طیلسان می پوشید بر او عیب می گرفتند. وزرا نیز در خارج از خانه «عمامه محنک» بر داشتند.در همان زمان قاضیان فارس نیز کلاههای خمره ای شکل یا کلاه های دیگری که گوش ها را نمی پوشاند، بر سر می گذاشتند. نام این کلاه دنیه بود و دو وجب طول داشت و به وضع خاصی آن را می آراستند. در اصفهان هم از پیراهن و عمامه استفاده می کردند و در دو طرف صورت نخ های سبز و قرمز از عمامه آنان آویزان بود و جنس آن از پنبه و به رنگ سرمه ای بود.

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *